زندان قزلحصار یا اردوگاه مرگ!/ فرناز کمالی

فرناز کمالی

زندان قزلحصار در سال ۱۳٤۳ در حاشیه جاده قزلحصار استان البرز ساخته شد، پر بیراه نیست اگر بگوئیم این زندان یکی از بزرگترین زندان های خاورمیانه محسوب می شود! در دهه شصت شمسی که دوران اوج سرکوب مخالفین حکومت محسوب می شود زندانی های سیاسی نیز به این زندان منتقل می شدند و احکام اعدام این زندانیان نیز در آن اجرا شده است! البته سابقه حضور زندانیان سیاسی در این زندان به قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بازمی گردد، زندانی های سیاسی زیادی در دوره پهلوی دوم از جمله دکتر محمد ملکی بخشی از دوران محکومیت خود را در قزلحصار گذرانده اند، در گذشته قزلحصار بند زنان هم داشته اما در حال حاضر فاقد چنین بندی است.

اکثریت زندانیانی را که هم اکنون در این زندان به سر می برند مجرمان یا متهمان جرائم مربوط به مواد مخدر تشکیل می دهند اما افرادی که متهم به جرائمی مانند قتل، تجاوز و شرارت و غیره هستند نیز در این زندان محبوس هستند، غالب زندانی ها از استان تهران می باشند اما زندانیان شهرستان های دیگر که جرمشان در استان تهران اتفاق افتاده باشد نیز در این زندان دوران حبس خود را طی می کنند، در حال حاضر بیشترین اجرای احکام اعدام در کشور در این زندان اتفاق می افتد که متأسفانه این حجم اعدام ها مورد توجه شایسته سازمان های حقوق بشری و جامعه مدنی قرار نگرفته است!

قزلحصار نه واحد دارد:

در واحد یک زندانیان محکوم به حبس ابد و محکومان حبس قطعی با جرم های سنگین مواد مخدر هستند.

واحد دو که به آسانی می شود از آن با عنوان اردوگاه مرگ یاد کرد مختص محکومان به اعدام با جرائم مواد مخدر است.

واحد سه مربوط به زندانیانی است که جرائم آنها غیر از مواد مخدر است، در این واحد در سال ۱۳۸۸ و بعد از آن زندانیان سیاسی از جمله محمد پورعبدالله، مصطفی رحمانی، مجتبی احمدی و پیمان کابلی و چند تن دیگر نیز محبوس بوده اند و تعداد زیادی از معترضان به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ در این واحد به طور کوتاه مدت حضور داشته اند، همچنین اتباع خارجی نیز در سالن دوازده این واحد نگهداری می شوند.

واحد چهار که به آن واحد کارگری یا کارخانه نیز گفته می شود شامل محکومان رأی باز و رأی نیمه باز و رأی کاری است، در این واحد زندانیانی که حرفه ای را فراگرفته باشند مشغول کار هستند، قابل ذکر است که در واحد کارگری از واحد دو زندانی پذیرفته نمی شود چرا که زندانیان واحد دو حتی اجازه تردد در بین سالن های واحد خود را نیز ندارند و بالطبع انتقال آنها از واحدشان به دیگر واحد‌ها نیز از نظر مسئولان زندان امکان پذیر نیست!

از واحد پنج اطلاعی در دست نیست، برخی معتقدند این واحد تخریب شده و برخی دیگر می گویند این واحد به اتاق های اداری مسئولان زندان تبدیل شده است‌.

واحد شش محکومان حبس زیر پنج سال را در خود جای داده است و آنها نیز مانند واحد چهار مشغول به کار هستند اما محکومیت آنها عموما سبکتر از واحد کارخانه است.

واحد هفت نیز به محل حبس محکومان با جرائم مواد مخدر اختصاص دارد اما محکومیت آنها سبک است، این زندانیان به قید وثیقه با شرایط خاص آزاد هستند اما مجبور به خدماتی مانند کشاورزی و آبیاری یا کار در آبدارخانه و غیره هستند و هر شب به محل زندگی خود در خارج از زندان بازمی گردند، به این واحد اصطلاحا واحد رأی باز‌ها نیز گفته می شود.

در واحد هشت محکومان مرتبط با جرائم مواد مخدر با جرم و حکم سبک زیر پنج سال به سر می برند، اخیرا هم دیوار این واحد را برداشته و با واحد یک ادغام شده است.

و در آخر واحد نه که محکومان با حبس یک سال تا هجده ماه را شامل می شود.

این زندان علاوه بر نه واحد فوق دارای قرنطینه و اتاقکی که از آن با نام سگدانی یاد می شود نیز است، تمام زندانی ها به محض ورود به زندان در ابتدا وارد قرنطینه می شوند، سگدانی محلی است که جلوی در اصلی زندان قرار دارد، زندانیان برای اعزام به دادگاه یا دادسرا چند ساعتی را در این اتاق منتظر وسایل نقلیه می مانند.

تراکم جمعیت

آمار دقیقی از تعداد زندانیان محبوس در زندان قزلحصار در دست نیست، به نوشته سایت تابناک عدم اطلاع رسانی در این مورد زمینه قانونی امنیتی و حتی اخلاقی دارد، دلائلی که هیچ کدام قابل توجیه نیست اما طبق آماری که زندانیان قزلحصار در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار داده اند دست کم شش هزار نفر در واحد یک، دو هزار و چهارصد نفر در واحد دو و هفت هزار نفر در واحد سه محبوس هستند! این تنها آمار تقریبی سه واحد از زندان قزلحصار است، با توجه به تعداد اتاق ها و تخت های موجود در هر اتاق، این زندان دو برابر ظرفیت در خود زندانی جای داده است که این امر موجب مشکلات عدیده برای زندانیان شده است! بیشتر اتاق ها دارای کف خواب هستند که گاهی تعداد آنها به بیست نفر در اتاق نیز می رسد! برخی از تخت ها با عرض نود سانتیمتر اصطلاحا دوتَرک است! به این معنی که در هر طبقه از این تخت ها دو نفر کنار هم می خوابند! به صورت تقریبی در هر اتاق بین یازده تا پانزده نفر که گاهی تعداد آنها به ویژه در واحد دو به چهل و دو نفر نیز می رسد به سر می برند، نبود فضای کافی و کمبود پتو برای خواب و استراحت یا حتی نشستن شرایط را برای زندانی ها بسیار سخت کرده است، گفته می شود که گاهی هر دو یا سه نفر از یک پتو استفاده می کنند!

بهداشت

در هر سالن تعداد بسیار محدودی دستشوئی و حمام وجود دارد که به نسبت جمعیت پاسخگوی نیاز زندانیان نیست! زندانیان این زندان در اکثر مواقع جدا از تعداد کم سرویس های بهداشتی در هر سالن، از خرابی و غیر قابل استفاده بودن بیشتر این دستشوئی و حمام ها نیز گلایه دارند! به گفته آنها درهای آهنی این سرویس های بهداشتی زنگ زده و پر از سوراخ های بزرگ است! از چاه حمام و دستشوئی سوسک و موش خارج می شوند! تعدادی از دستشوئی ها دچار گرفتگی و غیر قابل استفاده هستند! تابستان ها آب گرم برای استحمام کاملا قطع است و در زمستان هم تنها چند ساعت آن هم در نیمه های شب قابل استفاده است! با توجه به جمعیت زیاد در هر سالن صف سرویس های بهداشتی طولانی و غالبا باعث تنش های فیزیکی و لفظی بین زندانیان می شود!

از طرفی مسئولان زندان مواد شوینده را سهمیه بندی شده به هر سالن تحویل می دهند! یکی از زندانیان می گوید: “مقدار مواد شوینده ای که به ما می دهند کافی نیست و گاهی نیز‌‌ همان را نامنظم و دیر به دیر به ما می دهند! بیشتر مواد شوینده مصرفی ما را زندانی هائی که از نظر اقتصادی شرایط بهتری از سایرین دارند با هزینه خود تأمین می کنند! به دلیل کمبود و گران بودن مواد شوینده اکثرا موکت ها و پتو‌ها و لباس هایمان کثیف هستند!”

همچنین هیچ کدام از سالن ها دستگاه تهویه‌ هوای مناسبی ندارند! شوفاژ‌ها قدیمی و معمولا بدون سوخت هستند! یکی از زندانی های واحد دو در این رابطه می گوید: “به دلیل خراب بودن دستگاه های شوفاژخانه دودی از آنجا به سالن می آید که باعث تنگی نفس ما می شود! ما اعتراض می کنیم اما تعمیر نمی کنند و نهایتا خاموش می کنند! ما راضی هستیم خاموش باشد تا این که با دود خفه شویم! تعداد ما به قدری زیاد است که نیاز به وسائل گرمایشی نداریم! با نفس یکدیگر گرم می شویم اما در تابستان و به دلیل نبود وسائل سرمایشی وضعیت زندانی ها بغرنج تر از سایر فصل هاست! در هر سالن سه کولر آبی موجود است که بدون آب کار می کنند! اکثر زندانی هائی که توان مالی برای خرید کولر دستی با هزینه خود را ندارند در فصل تابستان دچار گرمازدگی و خون دماغ و اسهال و غیره می شوند!”

شپش جزو لاینفک تمام اتاق های این زندان است! پتوهای زندان و لباس زندانیانی که معمولا از ستاد مبارزه با مواد مخدر یا آگاهی شاهپور (شاپور) به زندان منتقل می شوند آلوده به شپش است! زندانی ها بار‌ها در این رابطه با مسئولان زندان نامه نگاری کرده اند و اعتراض خود را نسبت به این مسأله به گوش ایشان رسانده اند اما آنها از سم پاشی اتاق ها خودداری می کنند! بیمارهای عفونی و پوستی در بین زندانیان قزلحصار رایج است! با توجه به تراکم جمعیت، در فضائی محدود انتقال این بیماری ها به دیگر زندانیان به سرعت امکان پذیر است! حسن هاشمی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز پس از دیدار از زندان قزلحصار وضعیت بهداشتی زندانیان را اسفناک توصیف کرد! به گفته او سل مقاوم، ایدز و بیماری های عفونی از بیماری های رایج در این زندان است!

با توجه به اظهار نظر حسن هاشمی باید به این نکات دقت کرد که پیگیری درمان این نوع بیماری ها با هزینه های گزاف همراه است و نیاز به کادر و تجهیزات پزشکی دارد، از آنجا که هیچ کدام از زندانی ها تحت پوشش بیمه نیستند و بهداری ها نیز فاقد تجهیزات کافی‌ هستند و از سوی دیگر انتقال بیمار به بیمارستان های بیرون از زندان امکان پذیر نیست این قبیل بیماری ها نه تنها درمان نمی شوند بلکه وضعیت جسمانی زندانی روز به روز به وخامت می گراید! نبود قرنطینه مناسب و اقدام لازم برای بیماریابی و انجام آزمایشات لازم برای این افراد نیز باعث شیوع بیماری به سایر زندانی ها می شود! بهداری در این زندان تجهیزات پزشکی حداقلی را نیز ندارد! گفته می شود پزشکان این زندان نیز به طور شایسته به وضعیت بیماران رسیدگی نمی کنند، یکی از زندانیان واحد دو در این خصوص می گوید: “دکتر یا نیست یا اگر هم باشد هنوز دردت را نگفته برایت استامینوفن یا آموکسی سیلین می‌نویسد و می گوید چیزی نیست، استرس اعدام دارید! استراحت کنید، خوب می شوید!”

به علاوه موارد گفته شده، داروخانه زندان نیز داروهای مربوطه را به تعداد و مقدار کافی در اختیار زندانی قرار نمی دهد! یکی دیگر از زندانیان واحد یک نیز وضعیت درمانی این زندان را این طور توصیف می کند: “ما را فقط در شرایط مرگ به بهداری منتقل می کنند! دارو نیست و پزشک هم اهمیتی به سلامتی ما نمی دهد! در مواردی که زندانی درگیری فیزیکی سختی داشته است مثلا چاقو خورده باشد بدون آمپول بی حسی بخیه می زنند و بهانه شان هم این است که این آمپول گران است! بار‌ها دیده ام که زندانی وضعیت جسمی وخیمی داشته ولی ساعت ها داد و فریاد کرده ایم و نگهبان ها را صدا زده ایم و آنها نیز با این که از طریق دوربین ما را رصد می کنند و متوجه اوضاع هستند اهمیتی به بیمار نداده اند و زمانی در را باز کرده اند که کار از کار گذشته است! اگر هم همچنان امید به بهبود بیمار باشد با کم کاری و عدم رسیدگی بهداری و نبود امکانات پزشکی این امید از دست می رود!”

سیدحسن هاشمی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در اسفندماه سال ۱۳۹۳ در حاشیه دیدار از زندان قزلحصار ضمن تأیید وضعیت نامناسب بهداشتی و درمانی در این زندان به دریافتی و حقوق کم پزشکان این بهداری ها و کمبود نیروی انسانی در راستای بیماریابی و درمان اشاره کرده است و عملکرد این پزشکان را کاری ایثارگونه عنوان کرده است که به نظر می رسد توجیه مناسبی برای عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار نیست، حقوق و مزایای کم پزشکان یا نبود نیروی انسانی در بهداری که ناشی از بی توجهی و کم کاری مسئولان است اما تاوان آن را زندانیان پرداخت می کنند!

وضعیت بهداشت دهان و دندان هم در این زندان بسیار اسفبار است! با توجه به این که بیشتر زندانیان این زندان مواد مخدر مصرف می کنند دارای زخم لثه و خشکی دهان و پوسیدگی های عمیق دندان و انواع عفونت های دهان و دندان هستند، ابوالفضل حجتی پور معاون سلامت، اصلاح و تربیت سازمان زندان های کشور در این خصوص اعلام کرده است که هفتاد و سه درصد از زندانیان کشور به انواع مواد مخدر اعتیاد دارند اما بهداری قزلحصار دندانپزشک و تجهیزات لازم این امر را ندارد! زمانی که تحمل زندانی به دلیل دندان درد تمام می شود از طرق غیر بهداشتی خودشان وارد عمل می شوند. یکی از زندانیان واحد دو این چنین می گوید: “دندانپزشک نداریم، بد‌ترین درد هم درد دندان است، چند روزی به مسئولان زندان التماس می کنیم که با هزینه خودمان به دندانپزشکی بیرون از زندان اعزام شویم اما آنها قبول نمی کنند اما بعد از این که تمامی تیر‌هایمان به سنگ می خورد و دیگر راهی پیدا نمی کنیم سیخ را داغ کرده و یا با انوع و اقسام اشیاء دم دستمان دندان یکدیگر را می کشیم! حتی برخی از زندانی ها با همین سیخ داغ و سوزن های گداخته عصب کشی هم می کنند! گاهی هم با سقز و آدامس دندان های یکدیگر را پر می کنیم!”

پارازیت های خط شکن و روشن بودن دائمی لامپ های سفید و هواخوری اجباری در یک محوطه خاکی در هر شرایط آب و هوائی و نبود پنجره در اتاق و سالن ها و محروم شدن از نور آفتاب به جز ساعات هواخوری نیز از دیگر مشکلات این زندان است که سلامت زندانیان را با خطرات جدی روانی و جسمی مواجه کرده است! بهداشت روانی نیز از جمله مسائل نگران کننده در قزلحصار است، تراکم و ازدیاد جمعیت خارج از ظرفیت واقعی زندان و نداشتن حریم خصوصی و شخصی و برخورد غیر انسانی مسئولان با زندانی ها، اضطراب از فرا رسیدن زمان اجرای احکام اعدام، استرس های ناشی از انتظار برای آگاهی از نتیجه دادگاه و حکم صادره، بی خبری و نگرانی از شرایط خانواده هایشان، تغذیه نامناسب و انواع بیماری های جسمی که به آنها توجهی نمی شود باعث بروز خشونت بین زندانی ها می شود که گاهی به قتل نیز می انجامد! خودکشی و خودزنی نیز از دیگر اقدامات این زندانیان از سر ناچاری و سردرگمی است!

تغذیه

کیفیت تغذیه در این زندان مناسب نیست، میوه و سبزیجات در اختیار زندانی ها قرار نمی گیرند و به جای گوشت قرمز از سویا استفاده می شود! زندانیان می توانند ماهی یک بار در لیست خرید میوه زندان ثبت نام کنند، این میوه ها مقدارش ناچیز اما بسیار گران هستند و تنوع هم ندارند، غالب ایشان توان مالی خرید این میوه ها را هم ندارند، وزیر بهداشت دولت یازدهم نیز پائین بودن سرانه غذا در این زندان را تأیید کرده است، یکی از زندانیان واحد سه می گوید: “سال تا سال هم رنگ گوشت و مرغ را نمی بینیم! یادمان رفته چه مزه ای داشتند! اسمش این است که غذای مرغ داریم اما از مرغ خبری نیست! یا پای مرغ است یا پوست مرغ یا گردن مرغ! ما ترجیح می دهیم صبحانه را با ترفندهای مختلف سهمیه بیشتر بگیریم که به جای ناهار و شام بخوریم که کره و پنیر و مرباست، بهترین غذای ما اینجا سیب زمینی آب پز و تخم مرغ است!”

مواد مخدر

انواع مواد مخدر در این زندان به سهولت قابل دسترس است، برخی از زندانیان قزلحصار تنها در رابطه با توزیع و خرید و فروش مواد مخدر محکوم شده اند و در خارج از زندان مصرف کننده» نبوده اند اما با ورود به زندان اعتیاد به مواد مخدر نیز به مشکلات دیگر آنها اضافه شده است! به نظر می رسد هروئین، شیشه، کراک و تریاک به ترتیب بیشترین مصرف را در این زندان دارد، ورود مواد مخدر به داخل زندان در اکثر مواقع توسط مأموران زندان انجام می شود و بین زندانیانی که اصطلاحا ساقی هستند با قیمت بسیار بالا توزیع می شود! ساقی نیز بخشی از این مواد را برای مصرف خود و باقی مانده آن را به دیگر زندانیان می فروشد، در اکثر موارد فروش و توزیع مواد مخدر در زندان به دلیل تأمین مواد مصرفی شخصی یا نیاز اقتصادی خانواده هایشان یا تهیه مخارج روزمره خودشان صورت می گیرد، خرید و فروش و توزیع مواد مخدر در زندان شغلی با درآمد بسیار بالا محسوب می شود!

محمدعلی زنجیره ای معاون توسعه، مدیریت و منابع سازمان زندان ها در یکی از گفتگو‌هایش با خبرگزاری فارس در این رابطه می گوید: “در زندان ها مواد مخدر بین بیست تا چهل برابر قیمت خارج از زندان به فروش می رسند! مقوله ورود مواد مخدر به داخل زندان توسط زندانبان ها از سوی مسئولین از جمله محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه نیز تأیید شده است! چندی پیش اخباری مبنی بر صدور حکم اعدام برای یکی از زندانبان های زندان رجائی شهر کرج که در دو کتاب نهج البلاغه و فرهنگ عاشورا که کتاب های قطوری هستند ‌مقدار ۳۹۵ گرم تریاک و ٤۸۵ گرم کراک را جاسازی ‌کرده بود منتشر شد اما در ‌‌نهایت زندانبان خاطی با عفو و بخشش دستگاه قضائی روبرو شد و از اعدام نجات یافت! این بخشش در حالی صورت می گیرد که هزاران نفر با همین جرم در واحد دو این زندان به اتهام حمل و نگهداری میزانی به مراتب کمتر از این مقدار اعدام شده اند یا منتظر اجرای حکم اعدامشان هستند!

روش های استعمال مواد مخدر در زندان هم بسیار خطرناک است! استفاده اشتراکی از سرنگ آلوده باعث گسترش چشمگیر انواع بیماری ها از جمله ایدز و هپاتیت شده است، یکی از زندانیان واحد سه قزلحصار در این رابطه می گوید: “گاهی بیش از پنجاه بار از یک سرنگ به صورت اشتراکی استفاده می کنند، گرفتن یا به دست آوردن سرنگ از طریق بهداری کار راحتی نیست هر چند ساقی ها دسترسی به سرنگ ها دارند اما آن را با قیمت بالا به زندانیان دیگر می فروشند و هر کسی توان خرید سرنگ استفاده نشده را ندارد!”

یکی دیگر از زندانیان همین واحد در رابطه با طرز مصرف مواد مخدر در سالن جوانان این زندان به سازمان حقوق بشر توضیح می دهد: “از آنجا که مواد مخدر گران است زندانیان به خصوص در سالن جوانان طوری مواد را مصرف می کنند که نشئگی طولانی تر داشته باشند! به همین خاطر گاهی از روش های خطرناکی استفاده می کنند که بعضا به مرگ مصرف کننده ختم می شود! برای مثال شیشه را داخل نوشابه می ریزند و می خورند که این دو اصلا با هم سازگاری ندارند! یا برای تزریق هروئین از رگ های ناحیه تناسلی یا گردن استفاده می کنند! کسانی که ناشیانه و تنها برای نشئگی بیشتر از این روش ها استفاده می کنند سرنوشتی جز مرگ در انتظار آنها نیست! گفتنی است که مصرف مواد مخدر توسط زندانی ها به دلیل نصب دوربین های مداربسته و رصد شبانه روزی از دید مأموران زندان دور نمی ماند اما گویا دو مقوله سود بالای خرید و فروش مواد مخدر برای مأموران و دیگری اهمیت نداشتن سرنوشت این زندانیان برای مسئولان مانع از جلوگیری مصرف مواد مخدر در زندان شده است!

خشونت

در زندان خشونت دو نوع است: زندانی علیه زندانی و مأموران زندان علیه زندانی! خشونت مأموران با زندانیان از‌‌ همان بدو ورود به زندان یعنی در قرنطینه آغاز می شود! طبق گفته زندانیان ضرب و شتم و فحاشی در قرنطینه با شدت و بدون دلیل صورت می گیرد! یکی از زندانیان محبوس در واحد دو قزلحصار در رابطه با اعمال خشونت در قرنطینه می گوید: “هنگام تفتیش بدنی و تحویل وسائل به شدت ما را کتک می زنند و به ما و خانواده هایمان رکیک ترین حرف ها و توهین ها را می کنند! وقتی هم اعتراض می کنیم بیشتر کتک می خوریم و تهدید می شویم که تازه این اول کار است! مأموران قرنطینه وسایل ارزشمند و قیمتی ما را می دزدند و به طرز زشت و زننده ای ما را تفتیش می کنند! آب آشامیدنی در قرنطینه وجود ندارد و همه باید از آب دستشوئی استفاده کنند که قابل خوردن نیست! یا مثلا برای رفتن جلوی دوربین و عکس انداختن برای کارت با پس گردنی و بی احترامی ما را هل می دهند! بعضی از زندانیان را چند روز با همین شرایط در قرنطینه نگه می دارند!”

سطح خشونت در سگدانی نیز بسیار بالاست! یکی از زندانی های واحد دو در مورد سگدانی این چنین می گوید: “ساعت ها باید در این اتاق برای اعزام به دادگاه منتظر مینی بوس و اتوبوس باشیم! استرس دادگاهی شدن و ترس از صدور حکم یک طرف و انتظار در این اتاق کثیف و ضرب و شتم و شنیدن فحش های رکیک یک طرف دیگر! بی دلیل کتک می زنند و بی دلیل فحاشی می کنند! ساکت باشی کتک می زنند، حرف بزنی کتک می زنند، بنشینی کتک می زنند، بایستی کتک می زنند! همگی دستبند و پابند هستیم! اگر زیاد اعتراض کنیم دستبندمان را از پشت می بندند و قپونی می کنند! مسیر زندان تا دادگاه بسیار طولانی است، تا رسیدن به دادگاه تمام این مسیر را با این وضعیت باید تحمل کنیم، از طرفی هم اگر بعد از چند ساعت انتظار در سگدانی، اتوبوس و مینی بوس نسبت به تعداد افراد کافی نباشد باید برگردیم به اتاق هایمان و گاهی باید بین دو تا شش ماه دیگر صبر کنیم تا مجددا دادگاه برگزار شود و همچنان بلاتکلیف در زندان بمانیم!”

بازرسی اتاق ها نیز فرصت دیگری است برای خشونت علیه زندانیان! بازرسی ها به دو صورت انجام می گیرند، توسط گارد ضد شورش و زندانبان ها، در برخی مواقع علنی و مواقعی دیگر پنهانی یعنی زمانی که زندانیان در هواخوری اجباری هستند این بازرسی ها انجام می شوند، زندانیان اغلب از گم شدن یا دزدیده شدن وسائل شخصیشان در این بازرسی ها شکایت دارند! یکی از زندانیان واحد یک که محکوم به حبس ابد است می گوید: “حداقل ماهی یک بار گارد ضد شورش با ایجاد رعب و وحشت و به صورت وحشیانه وارد سالن می شود، با اعمال خشونت و ضرب و شتم و فحاشی ما را به هواخوری می فرستند! به اتاق ها یورش می برند و وسائل ما را می شکنند، پاره می کنند، می دزدند، یک سری وسائل هم که به قول خودشان ممنوعه است برمی دارند، صورت جلسه کرده و ما را بابتش تنبیه بدنی می کنند، به انفرادی می فرستند، ملاقات یا تماس تلفنی با خانواده هایمان را ممنوع می کنند و غیره!” خشونت بین زندانیان نیز رایج است، غالبا درگیری های فیزیکی و لفظی بین زندانی ها بر سر غذا، مواد مخدر، سیگار، تختخواب، پتو، صف دستشوئی و حمام، قمار، مسائل قومیتی و غیره شکل می گیرند.

ظاهرا استفاده از چاقو و قمه و غیره در زندان ممنوع است اما در بسیاری از درگیری ها بین زندانیان از این آلات استفاده می شود! آمار دقیقی از افرادی که در این درگیری ها به قتل می رسند یا نقص عضو می شوند در دست نیست اما به گفته شاهدان در زندان تعداد آنها زیاد است، یکی از زندانیان واحد سه در این خصوص می گوید: “با نبشی آهنی تختخواب، قمه درست می کنند و در دعوا‌ها از آن استفاده می شود! روز‌ها و ساعت ها در هواخوری این نبشی های آهنی را روی زمین می کشند که تیز شوند و این را مأموران زندان نیز با دوربین می بینند اما عکس العملی نشان نمی دهند! وقتی درگیری ها خونین و گسترده باشند مأموران تنها با کنترل از طریق دوربین مداربسته و بلندگو وارد عمل می شوند! زمانی که درگیری با یک یا چند کشته و آسیب های جدی جسمی تمام می شود تازه درهای سالن را باز می کنند و طرفین دعوا را به حفاظت می برند، معمولا هم کسی که قدرت مالی یا فیزیکی بیشتری داشته باشد به اتاقش برمی گردد و کسی که ضعیفتر است تنبیه می شود و به انفرادی می رود! برای رساندن کسانی که چاقو و قمه خورده اند یا دست و پا و سرشان شکسته است به بهداری نیز آگاهانه تعلل می کنند!”

چندین بار نیز اخبار موثقی در رابطه با ارتکاب به قتل عمد به جهت عقب افتادن اجرای احکام اعدام در واحد دو زندان قزلحصار منتشر شده اند، یکی از زندانیان واحد مذکور در این رابطه می گوید: “وقتی برای مواد مخدر حکم اعدام می گیری شاکی خصوصی نداری و هر لحظه امکان اجرای حکم هست اما وقتی قتل انجام می دهی شاکی خصوصی داری! کسی که اجرای حکم اعدامش نزدیک است اگر مرتکب قتل شود می تواند برای خودش زمان بخرد تا پروسه دادگاه جدیدش طی شود و بتواند اندکی بیشتر زندگی کند! در چند سال اخیر که اجراهای اعدام زیاد شده این نوع قتل ها نیز بیشتر از سابق در زندان صورت می گیرند!”

شورش و اعتصاب

شورش و اعتصابات زیادی در زندان قزلحصار رخ داده است که اخبار برخی از آنان در رسانه ها انعکاس بیشتری یافته اند، برای مثال در آذرماه سال ۱۳۹۲ در پی انتقال یازده زندانی به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدامشان بیش از هزار و هشتصد زندانی از واحد دو این زندان دست به اعتصاب غذا زدند! این اعتصاب غذا بعد از نه روز با وساطت مسئولان زندان و قوه قضائیه و وعده بررسی مجدد پرونده هایشان پایان یافت، وعده ای توخالی که هرگز اجرا نشد! در اسفندماه سال ۱۳۸۲ نیز طی انتقال ده تن از زندانیان جهت اجرای حکم اعدامشان زندانیان واحد دو و سه این زندان دست به شورش زدند، نیروهای امنیتی در راستای سرکوب این شورش از سلاح گرم استفاده کردند که منجر به کشته و زخمی شدن تنی چند از زندانیان شد! اطلاع دقیقی از تعداد واقعی کشته شدگان و مجروحان اعلام نشده است، برخی خبرگزاری ها تعداد کشته شدگان را حدود هشتاد نفر اعلام کرده اند، برخی نیز این تعداد را بیش از صد نفر می دانند!

موارد فوق گوشه ای از وضعیت نابسامان حاکم بر زندان قزلحصار است که توسط زندانیان این زندان به سازمان حقوق بشر ایران گزارش شده است، با توجه به اخبار ارسال شده از داخل زندان در چند سال اخیر ضروری است فعالان حقوق بشر توجه ویژه، اطلاع رسانی و پیگیری های جدی تری نسبت به شرایط غیر انسانی زندانیان قزلحصار داشته باشند.

POst Add

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *